از چندي قبل كه برخورد با زنان و دختران و بعضاً پسران تحت عنوان بدحجابي شروع شد، قصد داشتم كه مطلبي بنويسم. اكنون تصور ميكنم كه برخي نكاتي را كه متفاوت از مطالب تكراري جاري باشد ميتوانم تقديم كنم. اميد است كه مورد توجه خوانندگان و حتي طرفداران اجراي اين طرح قرار گيرد.
مقايسة احكام بردگي با اسناد حقوق بشر
مقايسة احكام بردگي در قرائتي خاص در اسلام معاصر با اسناد بينالمللي حقوق بشر ترديدي باقي نميگذارد كه اين دو در تعارض مستقيم با يكديگرند و پذيرش يكي تنها با نفي ديگري جمع ميشود.
مهمترين اصل حقوق بشر در الغاي بردگي اين است كه «تمام افراد بشر آزاد به دنيا ميآيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند» (مادة يك اعلامية جهاني حقوق بشر) حال آنكه در قرائت ياد شده از اسلام معاصر:
به اين مي گن يه کابوس ِ درست وحسابي !
راستي چرا اين اتفاق مي افته؟!
مسئله برده داري در اسلام معاصر*
محسن کدیور
نهضت الغاي بردهداري از اواسط قرن نوزدهم ميلادي آغاز شد و برده – به معناي سنتي را در جهان ريشهكن كرد تا آنجا كه امروز در افكار عمومي و عرف عقلا بردهداري امري مذموم، قبيح، ظالمانه و غيرعقلايي محسوب شده، نفي بردهداري (به همة معاني آن اعم از سنتي و جديد) از ضوابط حتمي حقوق بشر شناخته ميشود. به يك معني، ديگر بردهاي وجود ندارد تا فارغ از زاوية تاريخي لازم باشد دربارة احكام آن بحث شود. اما به سه دليل «مسئله بردهداري در اسلام معاصر» نيازمند بحث و مطالعه است:
سوال رو تا الان باید گرفته باشین ، حالا عیب نداره یه کم توضیح می دم . مسله اینه که دو تا مثلث داریم ، ارتفاع و قاعده ی یکسانی دارن . ولی یکی بزرگتر از اون یکیه! دوتا مثلث روی هم می افتن ولی مساحت یکی از اون یکی یه واحد بیشتره!! مگه میشه ؟! شده دیگه ! اگه باور نداری میتونی با جدول های روزنامه اعتماد اینها رو بسازی و متاسفانه دو دستی بزنی تو کله ات ! چون تا حالا هر چی خوندی ، کشکِ !
این هم از ریاضیات ! فکر نمی کردی که همچین چیزی ممکن باشه ، نه؟
منم مثلِ تو باورم نمی شد ، اولش کمی با خودم کلنجار رفتم . بعدا احساس کردم تمام اصول زندگی و خودِ زندگیم داره زیر سوال می ره.! مرحله بعدی خشم بود . قات زدم ! ;-)
اما هیچوقت نتونستم ،به مرحله تسلیم برسم واسه همینم بعد از چند روز یه بار دیگه به جونِ سوال افتادم ! الان احساس خوبی دارم !! چون جواب سوال رو پیدا کردم. شما هم یه کم کلانجار برین ، اگه دیدن دارین بد جور دست و پا میزنین و دیگه امیدی به زندگی کردن ندارین ، به خودم بگین که به دادتون برسم! ;-)
( راستی حالا یه سوال! می تونی یه کاری بکنی که بجای اینکه در مثلثِ دوم یه واحد اضافه بیاد ، یه واحد کم بیاد. یعنی یه مثلث داشته باشیم و یک بار بگونه ای برش بدهیم که یه واحد اضافه بیاد و یه بار دیگر همان مثلث اول را بگونه ای دیگر برش دهیم که یه واحد کم بیاد؟!! غیر مستقیم یه راهنمایی هم کردما ، برو حال کن ! )
پرتیراژترین نشریات دانشجویی دانشگاه زنجان یکی پس از دیگری به کمیته ناظر احضار می شوند.
خداحافظ " اوج " !
4سال پیش ( زمانی که انجمن تعطیل شده بود) ماهنامه ی اوج با چاپ مقالات دانشجویی کار خود را شروع کرد . طیف جالبی از لحاظ طرز فکر دور هم جمع شده بودند و مقالاتی در باب های مختلف می نوشتند . شماره اول در 30 صفحه به صورت رایگان منتشر شد . همان موقع صدای مخالفان نشریه هم درآمد و از آن شکایت کردند . شماره دوم در 36 صفحه باز به صورت رایگان توزیع شد .البته در شماره دوم یکی از اساتید دانشگاه نیز مقاله ای با عنوان فلسفه سیاسی در اختیارمان گذاشت تا آن را چاپ کنیم .
بعدها که زمینه سازی لازم برای بازگشایی انجمن صورت گرفته بود با کمک دانشجویان ، انجمن دوباره به فعالیت خود بازگشت و ماهنامه اوج در مناسبت های مختلف به چاپ ویژه نامه بسنده نمود . چون همگی بدین باور بودیم که نشریه واحد در غالب انجمن داشتن بهتر از چاپ و انتشار نشریاتی است که طول عمرشان به چند شماره خلاصه می شود . تا اینکه از آذر ماه سال گذشته ، ماهنامه اوج با توقیف شدن نشریه تخته سیاه کار خود را دوباره شروع کرد . پس از انتشار چند شماره ، صدای اعتراض بلند شد و در اسفند ماه 85 نشریه با 9 مورد اتهام مواجه گردید ، نشریه اوج هم اکنون وضعیت مشخصی ندارد . چراکه کمیته ناظر بر نشریات ( متشکل از معاون فرهنگی ، مدیر کل امور فرهنگی ، معاون فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری ، حقوق دان به انتخاب معاونت فرهنگی ، دو نفر از مدیران مسول نشریات دانشجویی ) باید در مورد انتشار یا توقیف آن تصمیم بگیرد .
در حالی که ماهنامه اوج تجربه شرکت در 3 جشنواره نشریات دانشجویی را دارد ، امسال آقای مددی معاون دانشجویی از ارسال نشریه به جشنواره سرباز می زند .
جالب است بدانید یکی از موارد شکایت چاپ عکس و درج روزشمار برای زندانی مان رضا بوده است . آنها می گویند به چه علت عکس رضا را چاپ می کنید و ما می گوییم چون فراموش کار نیستیم . جرم ما فقط همین است ، جرم ما فراموش نکردن واقعیت جامعه است . جرم ما این است که حقیقت تلخ موجود را می بینیم و چشمانمان را نمی بندیم . جرم ما این است که مصلحت را فدای واقعیت نمی کنیم . جرم ما ...
از آن جالب تر اینکه وقتی وزارت آموزش و پرورش دست به انتشار سوالات موهن می زند و ما برای روشن شدن قضیه و اعتراض به دید سطحی که نسبت به دین اسلام شکل می گیرد ، دست به آگاه ساختن قشر دانشجو از وضعیت موجود می زنیم ، گناه کار شناخته می شویم . جرم ما این است که ساکت و بی توجه نیستیم .
پاترین داسایفسکی در دوران حکومت کمونیست ها به وضعیت موجود اعتراض می کرد ، وی در جایی خطاب به استالنیست ها اینگونه می نویسد:
"... خلاصه اینکه به راستی نمی دانیم اینها با چه سر جنگ دارند ، با فکرمان یا خودمان یا راهمان . ای کاش مخالف اندیشه هر انسانی یا حتی دشمن هر انسانی ، شخصی درست و حسابی باشد . عده ای که چندش آورند و هیچ قاعده و قانونی سرشان نمی شود تحمل شنیدن را که ندارند ، وجدان را نیز از یاد برده اند . آنان فقط کوچک اندیش اند . یقین دارم هرگاه هر سیستمی اینان را در خود هضم کند ، خودش را نابود خواهد کرد
براستی باید دست مخالف یا دشمن معتقد را بوسید . اینان نه معتقد اند نه راه و چاه بلدند . فقط و فقط دست و پا می زنند تا خودی نشان دهند . اما برای که و برای چه را شاید هنوز خودشان هم درک نکرده باشند . شاید برای پول ، شاید برای زندگی ! هزار لعنت بر این زندگی ! "