تپيدن قلب پس از مرگ
آشنايي با واحد فراهم آوري اعضاي پيوندي
پيش درآمد:
متاسفانه در مدتي که در انجمن فعاليت داشت ام فرصتي فراهم نيامد تا برنامه اي در حد سمينار يا کنفرانس در باب موضوع " اهدا عضو " برگزار شود . هر چند سال گذشته براي برگزاري کارگاه آموزشي با اين موضوع با چند جا تماس گرفتيم ولي در نهايت برگزاري کارگاه آموزشي به زماني ديگر محول شد . شايد الان انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان (البته اگر هياتي با نام ِ " هيات نظارت " که متشکل از رييس دانشگاه آقاي نداف ، مسئول نهاد رهبري آقاي الله قديمي ، معاونت پژوهشي آقاي صارمي و .. لطف کنند و مجوز برنامه صادر کنند ) ، پتانسيل برگزاري چنين برنامه اي را به کمک دانشجويان داشته باشد.
آشنايي :
مرگ مغزي چيست ؟ قطع تمامي فعاليت هاي مغزي و ساقه مغزي بطور هم زمان را مرگ مغزي گويند. فرد مبتلا به مرگ مغزي در واقع شخصي است که بعلت آسيب گسترده به مغز قادر به ايجاد ارتباط با محيط پيرامونش نباشد ، وي نمي تواند صحبت کند ، نمي بيند و به تحريکات دردناک پاسخ نمي دهد و حتي قادر به تنفس خود به خودي نمي باشد .
پيوند عضو چگونه صورت مي گيرد ؟ در جامعه اي که در آن زندگي مي کنيم در يک سو هزاران بيمار محتاج عضو پيوندي با تحمل رنج و درد و هزينه هاي مراقبتي بسيار زياد و در سويي ديگر با مواردي از مرگ هاي مغزي مواجه هستيم که از اعضاي سالم آنها مي توان زندگي ِ ديگر همراه با نشاط و مسرت آفريد .
اعضايي که قابليت اهدا دارند ، ريه ، قلب ، کبد ، روده ، لوز المعده و کليه مي باشد . علاوه بر اين اعضا با اهدا قرنيه مي توان بينايي را به افراد باز گرداند . پيوند استخوان مي تواند مانع قطع عضو در بيماران مبتلا به سرطان استخوان شود . پيوند مغز استخوان تنها درمان ممکن در بعضي سرطان هاي خون مي باشد.
فرد اگر فبل از مرگش فرمي مبني بر رضايتش براي اهدا کل يا بعضي از اعضايش را امضا کرده باشد ، مراحل اهدا عضو بدين صورت ادامه مي يابد : شناسايي و ارجاع مرگ مغزي – مراقبت از اهدا کننده – کسب رضايت از خانواده – حفظ زيست پذيري اعضا – باز يافت اعضا . کل مراحل اهدا و پيوند پس از کسب رضايت ، نهايتا 36 ساعت طول مي کشد .
چه کساني مي توانند اهدا کننده عضو باشند ؟ اهدا کردن عضو محدوديت سني ندارد و هر فردي مي تواند اهدا کننده بالقوه باشد و شرايط پزشکي در زمان مرگ تعيين کننده قابليت افراد در اهدا عضو خواهد بود .( از بيماران مبتلا به ايدز و سرطان پيشرفته و بيماران بد خيم عضوي پذيرفته نمي شود . )
حرف آخر :
مهمترين اقدامي که به منظور ارتقا فرهنگ اهدا عضو مي توان انجام داد اين است که در مورد اهميت اهدا عضو و تاثير آن بر زندگي افراد گيرنده عضو با آشنايان و دوستان صحبت کنيم .
جالب است بدانيد از آغاز فعاليت کميته پيوندي اعضا تا سال 1380 ،فقط 12605 پيوند کليه در ايران انجام گرفته است.
اهدا عضو علي رغم اينکه اقدامي زيبا و نشان از رشد و بلوغ فرهنگ بشري مي باشد ، کاري کاملا منطقي و عقلاني بوده که مي بايست فرهنگ سازي در راستاي آن صورت گيرد تا موانع احتمالي آن از بين برود.
براي کسب اطلاعات بيشتر و پر نمودن فرم مورد نظر به سايت WWW.IRAN-EHDA.COM مراجعه کنيد و يا با شماره تلفن هاي 20109419(021) و 20109966 (021) تماس بگيريد .
از همان ابتدا قصد نداشتم " گفتگوهاي تنهاييم " را در اينجا وانهم ، ولي چه مي شود کرد گاهي که دل از رسم ظالم گونه ی زمانه مي گيرد و بر تنهايي زيبايش مي غلتد ...
دلم فسرده از اينجا ، غم بر سينه ام نشسته است . درونم داغ است و سوز. چشمانم خسته از مرام ِ زشت خوي ِ اينجاست ، لبانم خشکيده ، آکنده از چروک سرماي ِ خشک اينجاست . گونه هايم حسرت وار قطره اشکي را مي جويد. دلم آکنده از اندوه است ، صدايم نيست ، ناله ام ، غمخوارم ، آشنايم نيست .
کاش در اين آسمان ِ آبي ِ يک دست ِ قشنگ ، در کنار جويي در دشتي ، همبستر عاشق و شيدايي بودم. کاش و کاش فريادي از ته دل به فغان سر مي دادم تا بلکه اين بغض بسته ی ِ ناجور ، تَرَکي بر مي داشت.کاش آسوده خيال ، بي تر س و جسور نا کجا آبادي مي رفتم. کاش چشمانم ، بر چشمان ِ آشفته ي ِ زيبايي مي لغزيد . کاش در نگاهش ساده گي و بودن موج مي زد.
اکنون در کنج اين چار ديوار، بر خلوت ِ آرامم تکيه زده ام و مي نگرم آن جفتکان زيبا را . واي که چرا دلم نمي شورد ! واي که چرا ، چنين بي جان و رمق ، در طلب خوابي کوتاه ، وامانده ام.
با تمام رنجش ، ياد گرفتم ، دل به کسي ندهم ، اشکانم را به دامان ِ کسي پاک نکنم ، وقتي دلم گرفت طلب عشق ز هر کسي نکنم . ياد گرفتم ، ما عاشق نمي شويم ، ادا و اطوار در مي آوريم . ياد گرفتم ، مرگ و اشک و جدايي عزيزانمان را فراموش مي کنيم.
ياد گرفتم ، ذره اي عزيزترين کسانم را نمي شناسم و در طول اين همه سال ، سير نکاهشان نکرده ام. ياد گرفتم ، که در آشفتگي جبر و اختيار راهي مي جوييم . ياد گرفتم ، دروغ مي گوييم و بر دروغمان ايمان مي ورزيم . ياد گرفتم ، رک و صريح بودن درد آور ترين کار عالم است.
ياد گرفتم ، دل شکسته و دل شکن ، هر دو به يک اندازه ، دليل و توجيه بر رفتارشان دارند. ياد گرفتم ، هيچ کسي ، هيچ کسي را نشناخت.
· حرام شدن جنگ در ماه محرم با چه شرايطي و به چه دليلي در اسلام ذکر شده است؟
· آيا از زمان هجرت حضرت محمد تا واقعه عاشورا ( حدود 61 سال ) سابقه جنگ در ماه محرم وجود داشته است ؟
· جمله ي " مسيح را در نينوا به صليب مي کشند " از کيست و کي نقل شده است ؟
· چرا امام حسين زنان و بچه ها را به ميدان جنگ برد؟ آيا در آن زمان بردن زنان و کودکان به جنگ مرسوم بوده است ؟ آيا اصلا اما با نيت جنگ از مدينه حرت کرده بود؟
· امام حسين نامه اي را براي جذب ارتش فرستاد ؟ مضمون آن چه بود ؟ کي و به کجا ها ارسال شد؟
· چرا امام حسين در صورتي که يارانش را کم ديد ، جنگ را به موقعي ديگر محول نکرد تا در فرصتي مناسب حکومتي عادل را بر قرار سازد؟ آيا با ادامه جنگ وي در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بود؟
· راز ماندگاري اين واقعه و ايجاد گسترده مراسمها در اين ماه چيست؟
به نظر من هيات هايي که تا روز تاسوعا بوجود آمده اند در اصل انجام مراسمات عزاداري نيستند بلکه شبيه سازي نيروهايي هستند که قصد پيوستن به امام حسين بخاطر جنگ با ظلم را دارند . حمل دهل و پرچم و لبيک گويي در شعار ها نيز به اين فرضيه قوت مي بخشند .
در مناطق ما قبلا هيات هايي با اسم " شاخسِي " يا " شاخشِِي " رواج فوق العاده اي داشته که نحوه برگزاري آن با هيات هاي عزاداري الان تفاوت داشته است. در آنها شمشير و قمه حمل مي شد و شعارهايي چون " لبيک عليک يا حسين" سر داده مي شد.
· اما معني "شاخسي " چيست؟(طبق تحقیقاتی که به کمک دوستان در این مورد صورت گرفت به نظر می رسد معنی آن " شاه حسین " باشد گفتنی است که هم اکنون در تبریز " شاه حسین " در هیات ها گفته می شود. اما برای یافتن علت اصلی آن( که چرا گفته می شود ) می بایست به متن گفته های آنها رجوع شود تا مساله به وضوح روشن گردد . آیا این هیات ها با گفتن چنین عباراتی در واقع می خواهند تداعی گر اشخاصی باشند که دنبال خلافت امام حسین و حکمرانی وی بودند؟ )
· زنجير زني به چه معني و مفهومي است؟ آيا نمادي از يک وسيله جنگي است؟
در واقع مي بايست مراسم تاسوعا و روشن کردن شمع ( در برخي مناطق دسته هايي با حمل شمعهايي ، در جلوي هر مسجد شمعي را روشن مي کنند ) با مراسم شام غريبان و روشن کردن شمع به يک معنا نباشند . عمل روز تاسوعا به معني بيعت و بودن در کنار امام حسين در جنگ روز عاشورا مي باشد و عمل روز عاشورا به خاطر عزاداري و در سوگ نشستن براي امام و يارانش مي باشد.
به گمانم تغيير رسوماتِ قبل از روز واقعه عاشورا از لبيک گويي به عزاداري ، مفهوم و کارايي اين واقعه را بکلي دگرگون کرده است.
گويا در دوران آل بويه ، پس از تصرف بغداد به سال 351 هجري دستور داد در روز عاشورا بازارها بسته شود و علم ونشان سياه بر آويزند و دسته هاي عزاداري مردان و زنان در شهر راه بيفتند و براي شهادت حسين سوگواري کنند.
· ماهتما گاندي در مورد امام حسين گفته است: من زندگي امام حسين آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافي به صفحات کربلا نموده ام ، بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد يک کشور پيروز گردد بايستي از امام حسين پيروي کند.
· البته لازم مي دانم اشاره کنم ، گاندي پس از مطالعه اديان الهي , مسيحيت را بيشتر مطابق با انديشه نفي خشونت مي دانست.
جالب است بدانيم در زمان امام حسين ، طرفين درگير در اين جنگ بجز برخي اشخاص که بخاطر منافع مالي در آن حظور داشتند برخي با ايمان قلبي قوي نيز حتي در سپاه يزيد وجود داشته اند . گويا عبدالله بن حوزه هنگام رويارويي با امام حسين ، آتش دوزخ را بر امام بشارت مي دهد!
واقعه عاشورا در طول اين همه سال آنقدر با توصيفات و توجيهات گوناگوني در آميخته است که براستي نمي توان با ديدي جامعه شناسي و بدور از هيچ غرض ورزي و با ديد ِ کاملا علمي بدان نگريست. روايات گاها بسيار متفاوت مي باشند که اصل ماجرا را در هاله اي از ابهام قرار مي دهد.
امام حسين زندگي با ستم کاران را، ننگ و خواري و ذلت مي داند ولي از سويي به يارانش توصيه مي کند آغاز گر جنگ نباشند. اگر آنان جنگ را شروع نمي کردند ، امام به مدينه باز مي گشت ؟